تبليغاتX
<-سروستان->
سروستان SARVESTAN

وبلاگی در مورد سروستان, فرهنگ مردم سروستان,تاریخ سروستان, بناهای تاریخی سروستان ....


نشسته ام زمان را می نگرم

من اکنون احساس می کنم،

بر تل خاکستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم،

تنها مانده ام.

و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم.

و اعماق آسمان ساکت را می نگرم.

و خود را می نگرم.

و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ،

این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است،

و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر

که تو این جا چه می کنی؟

امروز به خودم گفتم:

من احساس می کنم،

که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد.

همین و همین.

دکتر علی شریعتی

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 توسط محمد فتحی |

با سهراب سپهری | و عشق صدای فاصله‌هاست . . .

sohrab sepehri

بايد امشب بروم.

بايد امشب چمداني را که

به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد، بردارم

و به سمتي بروم

كه درختان حماسي پيداست

رو به آن وسعت بي‌واژه كه همواره مرا مي‌خواند.

يك نفر باز صدا زد: سهراب؟

كفش‌هايم كو؟

* * *


ادامه مطلب

یکشنبه دوم فروردین 1388 توسط محمد فتحی |

خاطره لطیف از دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی :

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید .

و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!

… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :

زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.

وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند

ممکن است در خودش بوجود آید.

جمعه سی ام اسفند 1387 توسط محمد فتحی |

درسی از ادیسون


 


ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد... 

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. 

در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! 

آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود... 

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!! 

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. 
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!! 

من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!! 

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!!!!! 

چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟! 

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد...! 

در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!! 

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 توسط محمد فتحی |

حرف هایی که دیگران مرا بخاطر بیانش ملامت می کنند.....

  )))« حدیث قدسی »(((

آنکس که مرا طلب کند می یابد ،آنکس که مرا یافت می شناسد،آنکس که مرا شناخت دوستم می دارد،آنکس که دوستم داشت به من عشق می ورزد،آنکس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم،آنکس که به او عشق ورزیدم می کُشم او را، و آنکس را که من بکُشم خونبهایش بر من واجب است،و آنکس که خونبهایش بر من واجب است پس من خودم خونبهایش هستم.

 

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند                            فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیـوانـه کنی هر دو جهـانـش بخـشی                            دیوانـۀ تو هر دو جهان را چه کند

 

 

 

سپاس خدایی که خریدار جانها یی است که...تقویم را نگاه می کردم  مناسبت ها را یکی یکی به  ذهنم می سپردم تا اینکه چشمم به دو مناسبت مهم افتاد، به 27 و 31  خرداد ، اندک اطلاعاتی که در این مورد داشتم از خاطرم گذراندم ،جمعه در مسجد جامع شهرستان گرمی حاضر شدم اما کاش و کاش نمی رفتم ، افسوس می خورم به حال خودم چون شاید روزی برسد که من هم باعث افسوس خوردن دیگری شوم،امام جمعه خیلی خوب حرف می زند جای شکر دارد  وسپاس، اما به مناسبتها ی هفته اشاره کرد از جهاد کشاورزی فرمایشاتی را فرمودند منتظر ماندم که حالا از شریعتی و چمران لا اقل اسمی ببرد اما آرزو در دلم ماند همینطور در مورد بزرگ مردی چون چمران.اشکالی ندارد این انسانهایی که به خاطر خدا و انسانیت از زمین و زمان و خود گذشتند و به خدا رسیدند خود خدایی شدند خدا خود دیه و پاداش آنها را می پردازد مقامی بس بلند مرتبه،نیازی به تعریف و تمجید من و دیگران ندارند. اما این در دلم مانده که این ها به خاطر آدمهایی از خود گذشتند که حال همین افرادها هر تک تکشان زمینه را برای گمنامی آنها فراهم می آورند و این است رسم آدمی.آری دنیایی به این وسعت برایتان بس تنگ بود و کوچک ،خواستید به خدا برسید و  وارد جایی شوید بزرگ و بزرگ تر و راهی جزء پرواز نبود.                   

سه شنبه بیستم اسفند 1387 توسط محمد فتحی |

هر چیز تو را به یاد من بیاورد زیباست...

(هر چیز تو را به یاد من بیاورد زیباست...)

با ناصر و گیتارش عاشق آواز شدم

حالا با تمام وجود درک می کنم که:

زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست...                          
                                                                        هر کسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود


صحنه پيوسته به جاست  
                                                                             خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد...
 

                    وبلاخره : (هر مرگ اشارتی ست به حیاتی دگر...)

چهارشنبه بیستم شهریور 1387 توسط محمد فتحی |



قول بده که هرگز با من موافق نباشي، حداقلش اين که کاملا يا في البداهه موافق نباشي. قول بده که هميشه دنبال موضوعي براي مخالفت خواهي گشت، دنبال استثناهايي براي چيزهايي که من نوشته ام و استدلال هايي که به نظرت بي ربط و غلط مي رسد. اين طوري به من فرصت مي دهي که ازت ياد بگيرم.

mfathi128@gmail.com

کتاب های الکترونیکی
تازه های روز
سروستان
آی تی نوشت
آموزش
عکس های جالب
مجله خانواده
مقاله های مذهبی
خواندنی ها
پزشکی سلامت
دانلود نرم افزار
دیکشنری
دانلود موزیک
دانلود بازی
اس ام اس SMS و جوک
داستان های آموزنده
شبکه
مذهبی
موبایل
دیدنی ها
علمی
مطالب طلایی
ورزشی
حرف های خودمونی
یاد آنهایی که ارزش یاد کردن دارند
زندگینامه
محبوب ترین هاي علوم كامپيوتر
نجوم
دانلود فیلم های ماه مبارک رمضان
دانلود فیلم
تاریخی
نرم افزار هک
پیشگویی
دانلود فیلمهای ماجرایی
دانلود فیلم ایرانی با لینک مستقیم
وداع
طالع بینی ازدواج
فال حافظ
فیزیک (physics)
شیمی

قدرتمند ترین سایت دانلود
پرتال جامع و سرگرمی ساهو-فا
بزرگترین سایت عاشقانه
مرجع قالب وبلاگ و سایت
مرکز آموزش و دانستنی های علمی
وبسایت محمد فتحی
وبسایت میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری سروستان
وبلاگ روستای شوریجه
وبسایت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
وبلاگینا
کامپیوتر موزیک موبایل عکس نرم افزار
عصر نوشتن
فارسی موبایل
بهترين سايت دانلود گل و كليپهاي ورزشي در ايران
آمار لحظه به لحظه جهان
دانشگاه آزاد اسلامی واحد سروستان
اطلاعات روستاي شوريجه
اولين فروشگاه اينترنتي سروستان
وبسايت شركت فني مهندسي پيشگامان نوين پندار سروستان
قالب وبلاگ

هفته چهارم مرداد 1389
هفته سوم مرداد 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته دوم فروردین 1389
هفته اوّل فروردین 1389
هفته دوم اسفند 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم خرداد 1385

افتتاح کلوب سروستان در وبسایت جامعه مجازی cloob.com
سروستان ؛ عسلويه اي ديگر در اقليم نفت خيز فارس
با حضور مديركل سياسي استانداري فارس، توديع و معارفه فرماندار سروستان انجام شد.
هادي صنعتي سرپرست فرمانداري سروستان به همراه بخشدار كوهنجان و تني چند از مسوولين، طي بازديد از روستا
درخواست کمک جهت همکاری در بروز کردن این تارنما
10 قدم کوچک برای داشتن یک سیاره خیلی خوشگل‌تر [روز زمین]
اللهم عجل لولیک الفرج
مهدی از هجرخودخون بر دل ما میکنی/تابه کی مارا بدین صورت تماشامیکنی
سال 89
پيام مقام معظم رهبري به مناسبت فرا رسيدن سال نو 1389

RSS 2.0

Design By MOHAMMAD FATHI